تبليغاتX
چهار راه گفتمان
چهار راه گفتمان
نه سیاسی نه ورزشی نه اجتماعی اما هم سیاسی هم ورزشی هم اجتماعی!!!
بدون شرح
قلاسفه می گویند اجتماع نقیضین محال است. یعنی دو چیز متضاد باهم در یکجا جمع نمی شوند مثلا  وجود  و عدم را  نمی توان باهم یک جا جمع کرد و در حقیقت عدم وجود ندارد چون اگر وجود داشت دیگر عدم نبود و به لفظ دیگر عدم فقط یک معنای ذهنی است و در حارج از ذهن معنا نمی یابد. اما از نکات قابل توجه جامعه ما این است که اجتماع نقیضین معنا می یابد . مثلا در جامعه طرح امنیت اجتماعی اجرا می شود و اگر پسری دستشو بالا بیاره و با بالا رفتن پیراهنش نافش هویدا بشه تادیب خواهد شد چون هنجار شکنی کرده اگر هم خانمی مانتو اش بالای زانو بود حتما جامعه رو به فساد کشیده و چون نمیشه فکرشو عوض کرد پس باید لباسشو تغییر داد.اما اگر خود دولت مسابقه ورزشی برا بانوان برگزار کرد و مثلا لباس خانم بالا رفت و نافش پیدا شد و آقایان تصویر بردار هم حضور داشتند هیچ اشکالی نداره و به قول برادر صادق  این فعالیت ها نیازی به کفن پوش نداره و کسی هم غیرت دینیش به جوش نمیاد. این عکس ها رو ببینید و مقایسه کنید وقایعی که در یک هفته صورت پذیرفته:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

البته اگر نوع اختیار استفاده از حجاب آزاد است و بود (ببخشید آزاد که هست می توانست اشتباه کند) قطعا وضعیت فرق می کرد اما چگونه در دولت این شکلیه اما در جامعه جور دیگه؟؟؟؟؟

راستی این عکس حزب الله لبنان رو هم ببینید تا متوجه بشید چرا وقتی سید حسن نصرالله یک همایش برگزار می کنه صدها تن از مردم لبنان از شیعه و سنی و مسیحی و مسلمان برایش هورا می کشند آنها که لبنان رفته اند خوب می دانند تبلیغ فرهنگی و نشر تعالیم شیعه یعنی چه

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 13:26  توسط محمد رضا زمردیان  | 

به بهانه روز خبرنگار

این مطلب رو به درخواست همشهری محله نوشتم

چیزی مثل یک یادداشت

 

آنقدر در کارهای روزانه غرق شده ایم که فراموش کرده ایم روز خبرنگاری هم هست. تلفن که زنگ می خورد و همکاران محترم همشهری محله یادآوری می کنند روزخبرنگار را به خود می آیم یک لحظه بی اختیار نام هواپیمای سی 130 در ذهنم نقش می بندد یاد صارمی می افتم خبرنگار شهید ایرنا و خیلی چیز های دیگر ...

بله 17 مرداد روز خبرنگار است مثل روز پدر ، روز مادر، روز پرستار  و روزهای دیگری که برای هرکدام به فراخور زمان زیاد نوشته ایم  و البته نوشته اند اما روزخبرنگار چه خودمان برای خودمان بنویسیم و برای آن هورا بکشیم ؟! البته چرا که نه؟اینجاست که متوجه می شوم چرا روزخبرنگار آنطور ها هم در جامعه سر و صدایی ندارد چرا که روایتگران باید این بار از خود بگویند و اگر کمی حیا و تواضعی در کار باشد کمتر خواهند گفت و همین می شود که الان هست.

کاش می شد این روزهم ما می نشستیم و دیگران از خبرنگار و رسانه می گفتند . البته می گویند همین روزها است که می نویسند از نون و القلم قسم بزرگ خداوند به قلم چرا که پبامبران هم آورنده خبر بوده اند می نویسند از یاد شهدای خبرنگار و ریش سپیدان عرصه رسانه از وظیفه خطیر رسانه گفته می شود و شاید اخلاق حرفه ای شاید گل و شیرینی هم برایت فرستاده شود البته برای دفتر رسانه

با آنکه راضی به زحمت نیستیم! و شاید یک خسته نباشید ساده هم قانعمان می کند اما این گل و شیرینی ها با آنکه خوب است اما زیاد خوشحالم نمی کند. قدر ناشناس نیستم اما در عجبم روزنامه نگاری که این روز این همه عزیز می شود آیا در تمام طول سال همین مقدار عزیز و مهم است؟کاری به مردم ندارم که این حرفه به واسطه جذابیت هایش برای آن ها مهم است و صد البته منت آن ها را بر سر داریم که قدر شناسند خوب.اما آنانیکه با رسانه بیشتر سروکار دارند و اکثر مواقع سوژه رسانه اند چه؟از اینکه برخی روزنامه نگار را به چشم یک موجود فضول می بینند یا اینکه او را فرصتی برای رشد خود می پندارند از اینکه برخی خبر نگار را یک تبلیغاتچی تصور می کنند که باید فقط خوب بنویسد از انچه آن ها خوب می پندارند آزرده خاطر می شوم.

روزنامه نگاری که باید غم نان داشته باشد اما دغدغه اش مشکل جامعه اش باشد ، روزنامه نگاری که امنیت شغلی ندارد اما باید نا امنی های جامعه اش را بشناسد و برای مقابله با ان بستر سازی کند روزنامه نگاری که از حداقل های مزایای یک کارمند ساده بی بهره است (اگر هم بهره مند هستند تعدادشان بسیار اندک است) اما باید  دفاع کند از افزایش حقوق فلان قشر یا مزایای آن قشر دیگر او باید فرهنگسازی کند و یک عنصر فرهنگی است از او انتظار دارند یک روشنفکر باشد یک پیشرو اجتماعی  اما کمتر حامی و یاوری دارد نه از قانون حمایت شغلی خبری هست که حمایتش کند  نه مجامع صنفی اش کمکی برای اویند چه انکه اگر هم خط سیاسی نباشی پس همصنف هم نیستی! چقدر تلخ نوشتم اما احساس می کنم بی غش ترین تبریکی که می شود به یک روزنامه نکار گفت نبریک یک همکار است. همکار گرامی ام از اینکه می بینم درد خود را می پوشانی تا درد جامعه ات را بگویی از اینکه می بینم امنیت شغلی نداری اما برای امنیت دیگران می نویسی از اینکه شاید قدر تورا نمی دانند اما از ارزش های دیگران حمایت می کنی از تو سپاسگذارم . روزت مبارک

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 12:26  توسط محمد رضا زمردیان  | 

تبلیغات انتخاباتی با نام دفاع از حریم رسانه

بازگو کردن این نکته که رسانه  از ارکان دموکراسی است خیلی بی مزه است چون اونقدر تکرار شده که دیگر بازتکرار آن جز اخم در هم آوردن مخاطب حاصل دیگری ندارد.اما به اعتقاد شما هنوز هم رسانه را می توان از ارکان دموکراسی به حساب اورد؟جایگاه رسانه کجاست؟راحت تر بگویم دموکراسی چیست؟ اگر دموکراسی را حکومت مردم بر مردم تعریف کنیم و آزادی بیان را لازمه ان بدانیم و معتقد باشیم حذف آزادی بیان یعنی خشکیدن چشمه نقد و بحث (که البته معتقدم نقد شرایطی دارد و لوازمی و به هر مخالفتی نقد نمی توان گفت که البته امر واضحی است) و باز شدن در های مجیز خوانی و پاچه خاری و بازهم قطعا معتقد هستیم که یکسویه شدن جریان اطلاعات و ممانعت از بیان نظر های مخالف چه برسد به منتقد وضعیت دموکراسی را تغییر داده و حکومت الیگارشی شکل می گیرد و رفته رفته به شکلی می رسد که دیگر نامش هرچه هست دموکراسی نیست.اما گذشته از این نظرات و اضافه گویی ها که آمد در نوع حکومت جمهوری اسلامی یا همان مردمسالاری دینی (که البته دکتر زیبا کلام با این واژه کاملا مخالف است و می گوید هیچ تعریفی از این واژه در هیچ کجای علوم سیاسی و اجتماعی نمی شناسد) وضعیت چگونه است نقش رسانه چیست و جایگاه ان کجاست؟

این ها را گفتم تا به خبر امضا نامه و طوماری از سوی برخی نمایندگان مجلس در اعتراض به محدود سازی فضای رسانه ای به رییس جمهور برسم.اگرچه این حمایت ها از نمایندگان مجلس هفتم قابل تقدیر است اما معتقدم اگر فعالیتی تبلیغاتی در آستانه  انتخابات مجلس هشتم و همراه کردن فضای رسانه ای با خود نباشد حداقال آن است که هیچ تاثیری بر دستگاه اجرای کشور نخواهد داشت و اگر هم اثری داشته باشد ان  رد صلاحیت شدن امضا کنندگان نامه در انتخابات آتی خواهد بود تا کمکی به رسانه ها.

نمایندگان محترم اگر دغدغه رسانه و مطبوعات را دارند چرا از ابزار نظارتی و قانونگذاری خود بهره نمی برند که با امضا نامه و طومار و فضا سازی بدنبال کارهای نمایشی کم اثر هستند؟چرا در کشوری که نام مردمسالاری دینی دارد و از آزادی بیان در ان صحبت می شود بنا بر سلیقه دولت حاکم با رسانه ها برخورد می شود؟چرا نهاد ها و ارگان های مختلف می توانند بدون برگزاری دادگاه و اثبات محکومیت براحتی و با هزینه بسیار کم اقدام به توقیف یا منع انتشار رسانه ها نمایند؟مگر دولت های حاکم با عبور از فیلتر شورای نگهبان بر راس کار نمی آیند که قطعا چنین است پس لا اقل باید در اصولی چون اسلام جمهوری اسلامی و قانون اساسی اشتراک روش و رای داشته باشند. پس چگونه است دولتی مانند دولت اصلاحات مجوز فله ای می دهد و دیگری فله ای توقیف می کند؟ چگونه است که یک خبرگزاری مانند ایلنا وابسته به جامعه کارگری مجوز رسمی فعالیت دریافت می کند و طی ۵سال منبع تامین اخبار بسیاری از رسانه های معتبر داخلی و خارجی است و البته با تذکر و بدون محاکمه مدیر آن که آیا آنچه صورت گرفته جرم بوده یا نه آن رسانه توقیف می شود و نه تنها مدیر عامل آن که باید قانونا پاسخگوی محتوای منتشر شده رسانه اش باشد که جمعی ۱۰۰ نفره از کار بیکار می شوند؟ایلنا با مجوز محدود می شود و ایرانیوز که شکایت از آن به جایی نرسیده به دلیل بی مجوز بودن همچنان فیلتر است؟ چه فرقی می کند ؛ او که مجوز دارد انطور اینهم که مدارکش طبق معیار های ارشاد کامل است و بهش مجوز نمی دهند اینطور. این ها را بگذارید در کنار توقیف بازتاب و  همیهن.

نمایندگان محترم! تشویش اذهان عمومی این روزها وصله ای چسبناک شده است شما   که دغدغه رسانه دارید کاش پاسخ می دادید چرا ارگان ها و نهاد های مختلفی در امر برخورد با رسانه ها دخیل اند و هرکدام بنابر تشخیص خود و البته بدون اطلاع دیگری و یا هر نهاد ذیربطی می توانند اغدام به توقیف یا منع انتشار البته پیش از محاکمه شدن و اثبات حکم مسوول رسانه هستند؟

آیا بهتر نیست قانونگذاران محترم به جای سروصدا کردن و جلب افکار عمومی و بخصوص اهالی رسانه بدنبال تثبیت وضعیت قانون مطبوعات باشند تا هم صدور مجوز و هم توقیف نقش سلیقه های سیاسی کمرنگ تر شود؟

پ.ن یک: از دکتر ضیایی به دلیل  قولی که به ایشان داده بودم و عملی نشد عذر می خوام چون مشکل فنی برای وبلاگم پیش اومده بود مجبور به تغییر قالبش شدم و هنوز نتونستم قابل دلخواهمو بزارم.

پ.ن دو : آقای دکتر سید مهدی کمالی با وبلاگ کاریز به دنیای وبلاگ نویسی آمده اند . می توانید مطالب ایشان را در خصوص دموکراسی در این وبلاگ بخوانید خصوصا نظریات افلاطون در خصوص دموکراسی رو از دست ندید همچنین خانم ها سحر آهی و آزاده رشید از شاگردان ایشان هم پا به این عرصه گذاشته اند که توصیه می کنم وبلاگشون رو ببینید.

پ.ن سه:این مطلب پیش در آمد روز خبرنگار بود

پ.ن چهار:برا این همه غیبت عذر می خوام

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 16:51  توسط محمد رضا زمردیان  | 

 
business article