تبليغاتX
چهار راه گفتمان
چهار راه گفتمان
نه سیاسی نه ورزشی نه اجتماعی اما هم سیاسی هم ورزشی هم اجتماعی!!!
دولت ،احمدی نژاد را هم سانسور می کند

احمدی نژاد:جوانان هندو می گفتندwe love u!

 

انتشار متن گفته های محمود احمدی نژاد در جمع اصولگرایان سنتی (جبهه پیروان خط امام و رهبری و جامعه اسلامی مهندسین) توسط خبرگزاری ایرانیوز بازتاب های متفاوتی در محافل خبری به دنبال داشت و رسانه های مختلف داخلی و خارجی به انعکاس گسترده آن پرداختند.

 

نکته قابل توجه در انتشار متن گفته های احمدی نژاد رویکرد رسانه های حامی دولت بود که برخی سکوت کرده و برخی آن را تکذیب کردند! روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری هم متنی را که برای برخی از رسانه ها ارسال کرده بود کاملا خلاصه شده و سانسور شده بود.گویا اطرافیان رییس دولت نهم فراموش کرده اند که احمدی نژاد با همین ادبیات و نوع گفتار توانست رای قابل توجهی را در انتخابات نهم بدست آورد و بر مسند ریاست دولت نهم بنشیند  .

 

آنانکه دست به سانسور و تلطیف کردن گفته های رییس دولت می زنند یا ظرف یک سال اخیر تغییر رویه داده اند و به قول یکی از دوستان روحانی خود را اصلاح کرده اند  و یا نگاهشان متفاوت با احمدی نژاد بوده و برای رسیدن به قدرت سعی در هماهنگ نشان دادن خود با تفکرات احمدی نژاد می داده اند  وگرنه دلیلی بر سانسور نمودن و سرپوش گذاشتن بر سخنان رییسشان در جمعی 500 یا 600 نفره که با حضور خبرنگاران و نمایندگان احزاب مختلف برگزار شد تا  این حد وسواس و عجله به خرج نمی دادند .

 

 در این شرایط که گفته های شخص احمدی نژاد سانسور می شود فیلتر شدن سایت ها و تعطیل شدن روزنامه ها خوب کاملا منطقی است!احمدی نژاد:دانشجویان هندو می گفتندwe love u

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 16:11  توسط محمد رضا زمردیان  | 

فعاليت رسانه‌هاي زنجيره اي حامي دولت؛
انحصار گرايي در اصولگرايي و تخريب رقيب درون جرياني
واژه «روزنامه هاي زنجيره‌اي» اصطلاحي آشنا براي اهل سياست و البته رسانه است. اين واژه تداعي كننده دوران فعاليت روزنامه‌هاي وابسته به اصلاحات و نحوه مقابله با آنها است. روزنامه‌هاي دوم خردادي كه به شكلي نسبتاً هماهنگ و ادبياتي نزديك به يكديگر به پيشبرد اهداف خود مي‌انديشيدند، با نام روزنامه‌هاي زنجيره‌اي، يك به يك به دوران فعاليت‌شان پايان داده شد. اين روزنامه‌ها كه گفته مي‌شد به بيگانه وابسته‌اند و چمدان‌هاي مملو از دلار برايشان فرستاده مي‌شود، با آ‌نكه در هيچ كجا اين داعيه‌ها اثبات نشد، اما امروز ديگر نشاني از آن زنجيره نيست و اگر هم هست، به يكي دو رسانه غير هماهنگ ختم مي‌شود.

Image

اين واژه زنجيره‌اي امروزه نه در عرصه رسانه‌هاي مكتوب كه در فضاي مجازي اينترنت به شكلي ديگر قابل رويت است. همان وابستگي روزنامه‌هاي زنجيره‌اي به دولت اصلاحات امروز جاي خود را به وب سايت‌هاي زنجيره‌اي وابسته به دولت نهم داده است. با آنكه دولت يك ارگان رسمي خبري (ايرنا) و يك مؤسسه رسانه‌اي (ايران) را در اختيار دارد اما از زمان روي كار آمدن دولت نهم قريب به 8 تا 10 وب سايت اينترنتي هماهنگ و همسو در فضاي اينترنتي راه‌اندازي شده‌اند و به طرق مختلف دست به خبرپراكني مي‌زنند. اگر چه گفته مي‌شود به ياري مددي و تلاش هاشمي ثمره امكان دارد طي روزهاي آتي شاهد ظهور يك روزنامه همسو با دولت باشيم تا در كنار ايرنا، ايران و حتي كيهان و رسالت و تعداد زيادي وب سايت‌هاي خبري، فضاي خالي رسانه‌هاي همسو با دولت پر شود.

اين سايت‌هاي زنجيره‌اي كه غالباً از اين عنوان براي يكي سايت هاي ديگر استفاده مي‌كنند، با مأموريت‌هاي متفاوت وارد عرصه خبرپراكني شده‌اند. برخي براي انعكاس اخبار دولت با ادبياتي عوام پسند و خودماني، برخي ديگر براي ايجاد جنگ رواني و تعدادي هم به دنبال تكذيب و تأييد اخبار نزديكان دولت كه غالباً خود آنها گردانندگان اين سايت‌ها مي‌باشند ايجاد شده اند.

با آنكه نوع عملكرد و كار ويژه‌هاي تعريف شده براي اين سايت‌هاي زنجيره‌اي متفاوت است اما همه آنها در چند ويژگي هم داستانند.

- تملق‌گويي از دولت: ادبيات اين رسانه‌ها براي دفاع از عملكرد دولت و نزديكان آن چنان غير حرفه‌اي و چاپلوسانه است كه ذائقه هر مخاطبي را مي‌آزارد. استفاده از الفاظ آنچناني در وصف دولتمردان و حتي به كار بردن واژه «ايشان» براي رياست جمهوري كه در ادبيات اكثر رسانه‌ها تنها و تنها در وصف رهبر فرزانه انقلاب كاربرد دارد، ،نگاه ذوب در دولت گردانندگان اين وب سايت‌ها را نمايان مي‌سازد.

- فعاليت پشت پرده: فعاليت بدون نام و نشان ديگر ويژگي اين رسانه‌هاي ظاهراً موقت است كه روز به روز بر تعداد آنها افزوده مي‌شود. گردانندگان اين رسانه‌ها از آنجا كه بر نوع عملكرد و نحوه تأمين منابع خود آگاهند، از معرفي خود بيمناكند. اين شيوه بدون نام و امضاء قطعاً حكايت از مسايلي دارد كه به خوبي قابل درك است و به شدت غير حرفه‌اي!

- تلاش براي انحصاري كردن واژه اصولگرايي: نكته قابل توجه ديگر اين رسانه‌ها، تلاش هماهنگ آنان براي به انحصار درآوردن واژه اصولگرايي براي محدوده خاصي از نزديكان دولت نهم است. يعني عملكردي دقيقاً خلاف مسير فرمايشات رهبر فرزانه انقلاب مبني بر اينكه اصولگرايي را نبايد محدود به گروه و جريان خاصي كرد.

ادبيات اين رسانه‌ها غالباً تمامي گروه‌هاي اصولگرا را با عناويني ديگر كه پيش از اين در روزنامه‌هاي دوم خردادي باب بود خطاب قرار مي‌دهد و عموماً نزديكان دولت را اصولگرا خطاب مي‌كند.

_ايجاد شكاف در بدنه اصولگرايي: اين وب سايت‌ها تلاش ديگر خود را تخريب چهره‌هاي اصولگرا و همچنين ايجاد شكاف دراين جريان قرار داده‌اند. گويا هدف گذاري آنها نه جريان به اصطلاح اصلاح طلب كه تخريب رقيب جريان خودي است.زيرا حيات سياسي خود را در سايه رقابت با رقباي خودي و داراي خاستگاه مشترك مي دانند. يك «سرچ» ساده در اين رسانه‌ها واژه‌هاي ثابتي را در جريان اصولگرايي نشان مي‌دهد كه از سوي سياست‌گذاران اين وب سايت‌ها مورد هجمه و تخريب قرار گرفته‌اند. دامنه جديد فعاليت اين رسانه‌ها به دنبال ايجاد فضايي همچون انتخابات رياست جمهوري سال 84 براي شوراها است. چنانكه تخريب چهره‌هاي مختلف اصولگرايي را به جد آغاز كرده‌اند. يكي از اين سايت‌ها در مصاحبه‌اي با مقامي آگاه به خوبي استراتژي خود را مشخص كرد. اين مقام آگاه هر يك از جريانات را به شكلي متهم و جريان پيروز انتخابات را نتيجه تكرار تاريخ و پيروزي«حاميان اصولگراي احمدي‌نژاد» در شوراها معرفي كرد.

به نظر مي‌رسد كار ويژه اين رسانه‌ها پيروزي انتخابات شوراها به هر قيمتي ولو زير پا گذاشتن اخلاق است. اين شيوه كه به نظر مي‌رسد در هيچ كجاي جريان اصولگرايي و حتي شخص رئيس جمهور هم پسنديده نباشد، بي‌شباهت با روندي كه روزنامه‌هاي زنجيره‌اي و جريانات وابسته به دولت اصلاحات به كار بستند، ‌نيست. به قول همان مقام آگاه تاريخ در حال تكرار است؛ تاريخي كه از آن درس نمي‌گيريم.
|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 19:11  توسط محمد رضا زمردیان  | 

اللهم ارزقنا شفاعة الحسين(ع)
حسين را باور داريم يا درخيال خود حسيني هستيم؟

Image

باز هم محرم است و عاشورا، شور و نواي حسيني و حال و هواي نينوا، گويي با رسيدن محرم فضا و زمان، محيط و مكان حالي دگر مي‌يابد.

مي‌توان تحول را حس كرد.احساس گويي دوباره زنده شده، قلب رقت ديگري يافته و سبك بال است. غريبانه خلوتي را مي‌جويد تا نواي زيباي موسيقيايي‌اش را با حباب اشك آذين بندد و در مهماني لاله‌ها جان را صفا دهد.

به هر طرف مي‌نگري گويي زمين و زمان جمع‌اند تا سمفوني عظيمي را بنوازند و هركس به نوعي در اين هماهنگ نوا شريك است. اگر هم ناموزوني باشد و بي‌نظمي همه در نظمي واحد شريك‌اند و بي‌آنكه بداني يا بدانند نوايي واحد مي‌سرايند كه لطافتش ذهن و جان را تسخير
مي‌كند و زمين و زمان را به ياد حماسه‌اي بزرگ و عاشقانه مي‌گرياند و نغمه زيباي يا حسين(ع) عالم را صفا مي‌دهد.

نوايي كه آشناست اما وصفش نمي‌توان كرد گويي نوايي آسماني است و شگرف. حسين و حماسه‌اش با روح و احساس شيعه عجين است و در عمق زندگي مان نهفته.

شمال و جنوب وغرب وشرق ندارد هر كجا مي نگري بيرقي مشكي، علامتي كه باپرهاي رنگي تزئين شده، سقاخانه ويا چاي خانه صلواتي را مي بيني. و مسلمان و غير مسلمان همه در اين حماسه الهي غم دارند و با غم خود شادند باور مي كني حسين شخصيتي فرا ديني دارد و هر كه آزاده است او را با ور دارد.
باور!
كدام باور؟ چقدر او را مي شناسيم. معرفت ما از عاشورا و حسين احساسي است عمقي يا معرفتي است شناختي؟

ما ايراني ها قهرمانان را دوست داريم و بيش از آنچه ادعاي عقل و منطق داريم اهل افراطيم و تفريط. اما حسين فقط قهرمان نيست، چون افسانه اي دركار نيست. داستان حسين و حماسه اش راز انسانيت، آزادگي و حقيقت است. اما ما به رسم خود برخي مواقع چنان اسير احساس و افراط و تفريط مي شويم كه فلسفه حسين و راهش را كم مي شماريم و اسير جوي مي شويم كه شايد برخي ها با عقل خود آنرا هدايت به بيراهه مي كنند.

گفتم احساس و افراط
خاطرم هست دوستي كه سبقه ديني و مذهبي بالايي دارد وحركات و سكناتش در محل كار و سكونتش به دينداري تعبير مي شود و همه را به عقل و تدبير فرا مي خواند مي گفت:شبي كه به منزل مي رفتم گروهي را ديدم كه گرد زن و مردي حلقه زده اند و آن دو را كه به هم بدو بيراه مي گفتند جدا مي كردند. وقتي به حلقه آنها رسيدم و چشمان گريان زن را ديدم كه با صداي بلند به مرد بد و بيراه مي گفت و مرد كه قصد مضروب كردن او را را داشت ؛ مشتي حواله چانه مبارك آقا كردم و با چهره اي مدعي گفتم مگر خواهر و مادر نداري كه چشم به ناموس مردم داري و مزاحم مي شوي؟. خود را براي زدن مشت دوم آماده مي كردم كه سنگيني كيف زن را روي سرخود حس كردم و صدايي كه مي گفت:اون همسره منه دعواي ما خانوادگي است به توچه ربطي داره دخالت مي كني؟.

گاهي غيرت و تعصب ما هم در محرم و حماسه حسين چنان مي شود كه بدون انديشه به نام دفاع از حسين آب به آسياب يزيد و يزيديان مي ريزيم.

گاهي چنان در رنگ و لعاب ها و چشم و هم چشمي ها و پديده جديدي به نام «هيات بازي» گم مي شويم و ترويج خرافه مي دهيم كه اصل قضيه فراموش مي شود.

در اين آشفته بازار نابسماني بساط هيات ها هم مي بينيم آنهائي را كه با هدف يا بي هدف دست به خرافه پراكني و خرافه گويي مي زنند و نه تنها تاريخ عاشورا را با داستان سرايي هاي دراماتيك بي پايه و اساس تحريف مي كنند كه حتي در زير جامه سوگواري و ذكر مصائب دست به تحريف معنوي اين واقعه مهم مي زنند. آنها ييكه براي محرم و بازار داغ عزاداري هاي آن كيسه دوخته اند در پيامد همان جو افراط و تفريط گاه چنان چهره اي غير مادي و متا فيزيكي از حسين(ع) و يارانش مي‌سازند كه‌ غير قابل باور مي نمايد و گاه براي گرفتن اشك و به قولي بردن ثواب آنچنان چهره هاي زميني و عادي و غير متصل به خانه وحي مي سازند كه نه تنها در آن نشانه اي از عظمت نيست كه اعوذ باالله سخن از ضعف و ناتواني است.

پديده جديدي كه درميان برخي هياتهاي مذهبي مشاهده مي شود و كم كم شكلي فراگير مي يابد فراموش شدن منبر وعظ و خطابه و گرايش به سوي مداح محوري و در پي آن تحت نام جذب جوانان استفاده از سبك و سياق آهنگ هاي روز پاپ در قالب نوحه سرايي است. البته اين آغاز راه است چرا كه در كنار روشهاي جديد اداره هيات ها رفته رفته صوفي گرايي و انديشه‌هاي خرافي نيز ترويج مي گردد. روشها و آئين هاي سنتي كم كم جاي خود را به شكل و شمايلي مدرن (البته به ظاهر) مي دهد و ديگر از صفاي گذشته و بحث و تحليل دلايل ظهور اين حماسه بزرگ خبري نيست.

كمتر از فلسفه محرم صحبت مي شود و جامعه شناسي عاشورا بررسي مي شود و عمق مراسم به سمت سطحي شدن حركتي شگرف يافته است.

دانشمند شهيد مرتضي مطهري نيز در كتاب حماسه حسيني روضه خواني را برگرفته از كتاب روضة الشهدا ملاحسين كاشفي معرفي كند واين كتاب را سراسر دروغ و كذب مي داند.

مطهري مي نويسد كه به رغم وجود منابع قوي تاريخي همچون ارشاد شيخ مفيد، تواريخ اهل تسنن و.... سواد كم ذاكراين در قرن نهم آنها را به رو خواني از منابع فارسي و دسترس يعني روضة الشهدا وا مي دارد و از همين رو اين مراسم به روضه خواني معروف مي شود و داستانها و شخصيتهاي دروغيني كه در اين كتاب آمده ترويج مي يابد.

او حتي نويسنده كتاب را فردي ذكر مي كند كه مشخص نيست شيعه است يا سني.

شهيد مطهري به شدت نسبت به تحريف تاريخي و معنوي قيام عاشورا هشدار مي دهد و حتي شبهه‌اي نيز در خصوص برخي داستانها، اسامي و حتي اصحاب سالار شهيدان كه در اين كتاب آمده اشاره مي كند و در بيان خاطرات يكي از علماي نجف در باب به بيراهه كشيده شدن محافل اين چنيني مي نويسد:در جواني سفري پياده به خراسان مي رفتم. در يكي از دهات هاي نزديك نيشابور به مسجدي رفتم. مردي كه امام جماعت بود پس از نماز به منبر رفت و در همان حال براي او دامني از سنگ آوردند.

وقتي به روضه و گريز رسيد چراغ ها خاموش شد و فرد منبري سنگها را به سوي مردم پرتاب مي كرد. پس از مراسم من مبهوت و متعجب به سمت او رفتم و دليل را جويا شدم. او گفت:من امتحان كرده ام اين ها با هيچ روضه اي گريه نمي كنند و چون گريه بر امام حسين(ع) ثواب زيادي دارد راه را در اين يافتم كه با سنگ آنها را بزنم و بگريانم. چون هدف وسيله را مباح مي كند. هدف گريه بر امام حسين(ع) است ولو اينكه آدم يك دامن سنگ به سرمردم بزند.

آنچه امروز در برخي محافل مذهبي ترويج مي شود تفاوت چنداني با داستاتي كه شهيد مطهري آورده ندارد چرا كه براي گريه بر حسين از اصل و فلسفه اين حركت غفلت شده و به ظاهر داراماتيك آن پرداخته مي شود.

در اين ميان اگر چه اعتراضاتي از سوي برخي مراجع وحتي مقام معظم رهبري پيرامون تندروي ها، كج روي هاو خرافه گويي هاي اين چنيني انجام شد اما به نظر مي رسد هنوز اقدام عملي از سوي حوزه هاي علميه و مراجع ذي‌صلاح صورت نگرفته و يا اگر بوده فراگير و قابل لمس نبوده است.
آنچه امروز در برخي مراكز ترويج مي شود به زم شهيد مطهري همان راهي است كه گويي حسين بن علي (ع) راه كربلا را در پيش گرفته، مصائب آن را به جان خريده و خون مباركش به زمين ريخته تا بهانه‌اي براي بخشش گناهان امتش باشد.

بي شك اشك بر حسين و آلش عين ثواب است اما اشكي كه مبتني بر شناخت باشد و تداوم راهش.

نه بهانه اي براي بخشش گناهان بدون در نظر گرفتن سيره عملي او.

حسين همچنان غريب است و غربت او در همين كج روي ها است .دين ما آنچه مي خواهد عدل علوي، صلح حسني ،شجات حسيني و علم صادقي است. آرماني كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در اداره حكومت اسلامي بر آن عمل كرد و اصرار داشت.

او حتي فقاهت و اجتهاد را مبتني بر زمان و مكان تعريف مي كرد يعني تصميم گيري بر مبناي نياز و اقتضاي زمان از متن و اصل شريعت.جلسات سوگواري آن پير فرزانه و ذاكر ثابت مراسمش (مرحوم كوثري ) نيز كه ورد زبان خاص و عام است

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 19:8  توسط محمد رضا زمردیان  | 

حاشيه‌هاي جالب از سفر احمدي‌نژاد به اردبيل؛
 
 
Imageسفر استاني هيأت دولت چند حاشيه جالب را به همراه داشت.
٭ ناصر نصيري نماينده مردم گرمي قبل از سخنان احمدي‌نژاد در اين شهر در پشت تريبون حضور يافت و خواسته‌هاي مردم منطقه را مطرح كرد. پس از صحبت‌هاي نصيري، محمود احمدي‌نژاد در پاسخ به خواسته‌هاي مردم كه از زبان نماينده‌شان مطرح مي‌شد، گفت: حرف‌هاي نماينده محترم، مرا به ياد يك لطيفه انداخت «روزي فردي با ماشين به تير برق زد. سپس پليس وارد صحنه شد و به فرد خاطي گفت؛ گواهينامه‌ات را بده. فرد خاطي گفت، كي گواهينامه به من داده‌اي كه الآن از من گواهينامه مي‌خواهي؟»
اين اظهارات رئيس جمهور عدالت‌خواه دو تفسير را در بين مردم به وجود آورده بود. يا رئيس جمهور به خاطر اين كه نماينده گرمي در انتخابات به او رأي نداده است، چنين اظهارنظري مي‌كند و يا چون مجلس، در بررسي بودجه، اعتبارات مورد درخواست را به دولت نداده است، ايشان چنين حرفي را زده‌اند. مردم هم مي‌گفتند: حرف زدن از رأي و بودجه از دولت عدالت‌محور بعيد است.
٭ وقتي امام جمعه اردبيل در جمع مردم خواسته‌هاي استان را مطرح مي‌كرد، به وي انتقال دادندكه برنامه به صورت زنده پخش مي‌شود. امام جمعه اردبيل هم گفت: چون برنامه به صورت زنده پخش مي‌شود، پس  اجازه بدهيد واقعياتي را بگويم تا مردم هم در جريان باشند.
وي ادامه داد: آقاي رئيس جمهور امروز قرار بود كلنگ مجتمع پتروشيمي اردبيل زده شود. اين كار انجام نشد. مطمئن باشيد كه اين مسأله تبعات زيادي را در پي خواهد داشت ...
در اين زمان صحبت همراهان بر سر اين موضوع بود كه برنامه پخش مستقيم قطع شود تا آقاي عاملي راحت‌تر صحبت كنند!
٭ مهرانگيز مروتي نماينده خلخال در جلسه هيأت دولت قصد دفاع از مصوبه‌اي را داشت. در اين هنگام احمدي‌نژاد خطاب به وي گفت: خانم مروتي، اينجا مجلس نيست؛ اينجا دولت است و نظم
|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 19:6  توسط محمد رضا زمردیان  | 

شعار محوري فرهنگي!
Entry for July 21, 2006 magnify
 

 

فرهنگ، آرمان و احساس واژگاني  است كه تاريخ ايرانيان را مي سازد. فرهنگي كه اساطير و تاريخ اين مرز و بوم را رقم زده است
جوانمردي،آزادگي، فروتني در عين بلندي و درويش مسلكي و غم ديگران خوردن با فرهنگ ما گره خورده است. فرهنگي ملي كه با آميزه‌هاي مذهبي روح معنويش قوت گرفته و ريشه‌اش چنان گسترده شده كه حتي ملي ترين نمادهاي فرهنگي مان هم بوي معنويت ديني مي دهد.
 
اين فرهنگ چنان براي ما اهميت دارد كه هميشه آنرا دانسته و  ندانسته در اولويت فكر و عمل و انديشه خود قرار داده‌ايم و البته به آن نيز فاخرانه فخر فروخته‌ايم.
 
ايراني وحداني حتي پذيرش اسلام را از آن رو آسان قبول مي كند كه آرمانهايش را با آن در تعامل مي‌بيند و به همين دليل شعار شكستن فاصله طبقاتي و برابري و برادري اسلام  در دوراني كه فاصله طبقاتي و منزلت هاي اجباري وابسته به نهاد خانواده كه تعيين مي كرد چه كسي حق تحصيل دارد و چه كسي حق زراعت ،روح ايراني آزاديخواه را تحريك كرد.
 
ايراني همچنان كه به آزادي و آزادگي اش ايمان و اعتقاد دارد و در باور و فرهنگش به آن مي انديشد به سفره داري و قناعت و آبروداري شهره است و از همين رو به مهمان نوازي مشهور مي شود.
 
تاريخ بارها و بارها نشان داده قيام ايراني و مخالفت هايش با خلفا و امرا هيچگاه وجهه‌اي اقتصادي نداشته و اگر بوده ويژگي هايي ارزشي و باوري در آن مستتر بوده است . درحقيقت غم نان با همه سختي ها و مشكلاتي كه ممكن است بر گرده سنگين نهاد خانواده سنگيني كند اما دركنار باور هاي معنوي و فرهنگي كم رنگ تر مي نمايد و شايد از همين رو است كه اصل و اساس تمام قيام ها و حركات گروهي ايرانيان سبقه فرهنگي مي يابد . اما افسوس كه اين فرهنگ اصيل و والا مرتبه در گردش زمان و دوران فاصله‌اش با فرهنگ واقعي جامعه افزايش يافته است.
 
چرا كه با بر اثر جنگ ها و غارتگري ها و يا به دليل بي تدبيري پاسخ هاي فرهنگي متناسب با آن توسط كارگزاران فرهنگي هيچ گاه جدي گرفته نشده و يا اگر جدي گرفته شده سازو كار متناسب براي پاسخگويي به آن قدرت لازم را نداشته و ندارد.
 
به همين جهت‌است كه فرهنگ و باور آرماني ايراني با همه بزرگي و زيبايي و سبقه كهنش با واقعيات فرهنگي و اجتماعي كه امروز در عمل به اجرا در مي آيد فاصله يافته و در چنين جامعه‌اي هم كه فاصله فرهنگ آرماني و واقعي‌اش افزايش يابد طبيعي است كه شعار و شعار محوري رواج مي‌يابد.
 
اگر چه رابطه نهاد اقتصادي و فرهنگي چندان از هم دور نيست و اثرگذاري اين دو بر هم غير قابل انكار است اما واقعيت اين است كه ايراني بيش از غم نان داشتن غم ارضاي نياز هاي منزلتي و فرهنگي اش را داشته و دارد.
 
انتخابات دوم خرداد 76 و 3 تير ماه 84 به خوبي بيانگر اين موضوع است. با آنكه رويكرد مردم در اين دو انتخابات رويكردي متفاوت از يكديگر به لحاظ محتوا و شكل ظاهري داشت اما در يك اصل مشترك بود «انتخاب فرهنگي» .
 
در انتخابات خرداد 76 مردم به چهره‌اي فرهنگي راي دادند كه سخن از آزادي بيان ،آزادي سياسي مي داد و نگاه فرهنگي داشت و در تير ماه 84 راي به فردي دادند كه اشعاري فرهنگي _ارزشي در باب  ساده زيستي، برابري و عدالت مي سرود.
 
آناني كه جنس انتخاب مردم در تير 84 را راي به غم نان مي دانند حتماً فراموش كرده‌اند كه راي غم نان به كانديدايي رسيد كه سخن از پرداخت مقرري ماهيانه‌ مي‌داد.راي به احمدي نژاد راي به نگاه اقتصادي او نبود چرا كه اساساً برنامه اقتصادي وجود نداشت براي راي دادن كه اگر رويكردي با اين نگاه وجود داشت بايد كانديدهايي مانند قاليباف و هاشمي كه مشخصا برنامه هايي روشن و اقتصاد محور داشتند راي مي آورد.شعار زندگي خوب برازنده ايراني كه نگاهي واقع بينانه به وضعيت نظام اداري و اقتصادي و نيازهاي مردم همراه با نسخه اي قابل دفاع داشت و در بحث هدفمندي يارانه ها پايه گذار نگاهي نو بود انگيزشي براي جذب طبقات محروم بدست نياورد و اگر آرايي ميليوني آورد شايد نگاهي واقع بين را جذب كرد.
 
راي به احمدي نژاد راي بر تبليغاتي بود كه نمادي از ارزشهاي فراموش شده جامعه مي داد ارزشهايي كه براساس برابري و فرهنگ ساده زيستي و سخن از عدالت شكل مي گرفت وكمك به محرومان و درد كشيدگان .
 
اما افسوس كه هر چه از عمر دولت نهم مي گذرد كمتر دركي از پيام فرهنگي اين انتخاب به گوش مي رسد. اصولاً نه استراتژي فرهنگي ديده مي شود و نه حتي دولتيان كه پيام انتخاب خود را بي توجه به جنس فرهنگي اش نشاني از خواست اقتصادي مي دانند در اجراي مزامين اقتصادي خود موفق نشان مي دهند.
 
در حقيقت به نظر مي رسد همين تفاوت برداشت است كه در اصل قضيه مشكل ايجاد مي كند چرا كه دولت تنها به اقتصاد مي انديشد و وعده هاي حل معيشت مي دهد و از همين رو تصميماتي مي گيرد كه به شدت بوي  تعجيل براي اجرايي شدنش به مشام مي رسد تا به اصل انتخابش كه آنرا پيامي اقتصادي مي داند جامه عمل بپوشد.
 
اما غافل از آنكه عملكرد دولت با افزايش تورم، بي كاري و بي ثباتي در بازار و خصوصي سازي جواب گو نبوده و خلا نيازهاي  واقعي مردم نيز پر نشده.
 
پس همچنان بايد بر محور شعار و شعار و شعار حركت كنيم و موج سواري مديران را تماشا. توجيه عملكرد هم كه با آمار و ارقام «كمي» در فضايي يكسويه به خوبي قابل 
|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 19:3  توسط محمد رضا زمردیان  | 

 
business article